شاید یک اتفاق به ظاهر ساده دارای آثار و پیامدهای بشدت بزرگ و ادامه داری باشد..
طوری که اثرات ثانویه آن مدتها پس از وقوع همچنان ادامه دار باشدحدود یکسال از آن دعوای مشهور من با رییسم می گذرد و من ترجیح دادم از ذکر پیامدها و جزییات حوادث صحبتی نکنم تا بلکی به دست فراموشی سپرده شود ولی این زخم خونی نه تنها بسته شد بلکه هر روز بیشتر دهن باز می کند.
بعد رفتن من نفرات جایگزینی آمدند که عملکرد موفقی نداشتند و کافه بلوط تعطیل شد . رئیس سابقم بخاطر تعطیلی کافه بلوط مواخذه شد... چند بار تماس گرفتن که من برگردم من گفتم نه ... ! دیگه کافه بلوط بر نمی گردم ... عکسها و پیامها و چتهایی به دست زن رئیس سابقم افتاد و زنش درخواست طلاق داد ... بازرسی به جریان کافه بلوط وارد شد و با چندتا از کارمندهای خانم مستعفی تماس گرفت . دومرتبه به من و بقیه همکاران زنگ زدن و گفتن توضیحات بدم از همان پشت تلفن به رئیسم چندتا فحش دادم و قطع کردم ... رییسم زنشو طلاق داد و اخراج شد ... من رفتم شرکت جدید ... جنگ شد ... رئیسم دوباره با تنزل درجه با سمت مشاور تو یه خرابه دیگه ای مشغول کار شد ... با جولیا دعوا کردم و قهر بی انتهااااااااا ... کافه بلوط ... کافه بلوط ... تلفن ... کافه بلوط
چهار شنبه دوباره باید برم کافه بلوط واسه صحبت حضوری !!!!!!!!!!!!!!!!! آخ تف!
